تبليغاتX
♥☼عشـــــــــق هـــــمیشگے ☼♥

♥☼عشـــــــــق هـــــمیشگے ☼♥

سلام به دوستای خوبم

می خوام داستانه عاشق شدنمو بگم...یه عشق واقعی....عشق صورتی!!

بنابردلایلی نتم وصل نبود نت نمیومدم ....فقط گاهی اوقات بعدزبان سرا میرفتم کافی نت یه سرکلوبو یاهورو چک میکردم یه گپی میزدم میرفتم خونه ...یه مدت تو کلوب هرکی درخواست میداد بی بروبرگرد تایید میشد

یه پسره بود هروقت انلاین میشدم همیشه بودش!!!گفتم خدایا این دیگه کیه از من بدتره!!یه عکس گذاشته بود رو پیجش عکسش واسم جالب بود یه سر زدم پیجش دیدم سرش شلوغه !!!گفتم اوهههه حالا از بین این همه دوستی ک این داره من هیچم ولش کن!کاریش نداشتم....تا این که یه روز واسه فریادم نظر گذاشت ک خداشفات بده ابجی...منم رفتم پیجش واسش نوشتم خدا بیکار نیست!!  رفتم عکسای البومشو دیدم اسمش حامد جوجو بود ولی همه ژستاش مثله سعید پانتر بود حتی مدل موش طرز عکس انداختنش...اسم البومشم حامدپانتر بود!!!!با خودم گفتم اه اه اه چقد بدم از این پسرا میاد ک میخوان خودشونو ب اینو اون بچسبونن بابا عمو خودت باش!!رفتم تو البومش نوشتم من از سعید پانتر بدم میاد حالا چی؟گفت نـــــــــــــــــه من عاشقشم!!گفتم بهت گفتن شبیه شی؟؟؟!!!گفت اره گفتن!!گفتم چقدم شبیه شی!!!حیفه توه بخدا تو ب این خوشگلی حیفه میگی شبیه اونی تو از اون بهتری.کاملا بی منظور گفتم

 تازه یه سر چت هم کردیم کلی کل کل!!همشهری بودیم یعنی هم استانی اما شهرامون یه 50ک.م از هم دوره...بچه باحالی بود ای دی یاهومو برداشته بود ادد کرد منم اولا نشناختمش همینطو اددکردم...تا پی ام سند تو اُل کردم بهم گفت دلقک!!گفتم شما؟گفت حامد از کلوب...یه چت مختصر کردیم اما زیاد کاری باهم نداشتیم

فقط وقتایی  ک پی ام سند تو اُل میکردم تنها کسی ک میومد واسه زدحال اون بود همش زدحال میزد...یه روز یه نگا به ادد لیستم کردم دیدم ادماش خیلی مزخرف شدن بهتره ک فقط دوستایه صمیمیمو بذارم همه پسرا حذف شدن همشون!!حتی تو یاهو ایگنور شدن حامدم جزء همونا بود(دور از جون):Dخلاصه یه 50نفری توکلوب حذف شدن...یه10/12تاشون 2باره درخواست دادن باز همرو تایید نکردم!!!اما نمیدونم چرا تنها کسیو ک ناخداگاه تایید کردم حامد بود...بعد یادداشت داد ک چرا حذفم کردییی!!!تایید کن!بم گفت خیلی نامردی چرا حذف میکنی...خلاصه بازم همین طور تو ادلیستم بود...تا ک یه روز از بیکاری دیدم 24ساعته انلاینه بهش پیام دادم ک مطمئنی اسمت حامده گفت اره چطو؟گفتم اخه یه پسر فامیل به اسم رضا داریم خیلی شبیهشی!!دیگه سربحث باز شد...انقده چت کردیم ک انگشتم شکست مخصوصا من ک با موبایل چت میکردم !!خوشم ازش اومد با جنبه بود...کل اددلیستم 25/26نفر بودن با هر ادمی حال نمیکردم رفیقام باس از همه لحاظ 20میبودن...همه باید بامرام خاکی جنبه بالا حرمت نگه میداشتن/حدمرزشونو میدونستن/اهل دروغ نمیبودن...خلاصه سعی کردم اینم بشناسم ک جز لیست دوستام باشه ...اینم از همه لحاظ 20بود تایید شد!!!دیگه اون روز انقده فک زدیم ک گفت وااااااایییییی چقد فک زدیم نمردیم ما 2تا!!!من برم بیرون یه دور بزنم بیام سرم داره گیج میره:))خلاصه فرداشم انلاین شد خیلی دوست داشتم دوباره باهاش چت کنم اما گفتم الان میگه این دختره رو نگا چه بی جنبه یکم محلش دادیم اویزمون شد...کاریش نداشتم...اما باز از اون رویی ک داشتم بهش پی ام دادم انگار اونم مثه من بود ....خیلی باهم حرف زدیم...خیلی صمیمی شدیم...تا اینکه تو نت هی میگفت تو بیا نقش ابجی منو بازی کن مخ این دخترارو بزنیم شماره بدن بعد بخندیم!!! اولش از کارش تعجب کردم گفتک چه بیکاریه...ولی خوب دوستم بود منم گفتم اوکی پایم!!رفتیم مخ یکیو خوردیییم وای وای!!دختره دیونمون کرد مایم دیونش کردیم:((:)))))):-Sبعد همون روز خیلی بطور اتفاقی شمارشو بهم داد...اولش مسخره بازی بود که رقم اخر شمارشو نگفت منم شمارمو نوشتم رقم اخرشو نگفتم هی میخندیدیم بهم تا اینکه گفت بیا بطور همزمان رقم اخر شمارمونو بنویسیم ...اوکی!! اون 0 بود من 8!گفت شمارشو به این دخترای کلوب ندم ...یه تک زد ک شمارشو سیو کنم...خیلی عجیب بود ک نخواست باهاش حرف بزنم یا اس بدم چون اکثر پسرا تو اینطور موقعیتی فورا زنگ میزنن ک حداقل ببینن دختری یا نه!یا اس میدن اما این اینطور نبود بهش گفتم جی اف داری؟گفت یکی داشتم واسه 7پشتم بس بود گفت بحثشو نکن...با خودم گفتم حتما جی افشو دوست داشته اما خونواده جی افش مخالف رسیدن این دوتا بهم بودن چون همزمان ک با حامد چت میکردم یکی دیگه داشت ماجراشو با جی افش میگفت که اینطور بوده...گفتم حتما ماجرای حامدم همین طوره گفتم باشه درک میکنم چشم دیگه نمیگم ولی علت پرسیدن این سوال من از حامد یه علاقه خفیفی بود که احساس کردم تو قلبم نسبت بهش ایجاد شده بود ک وقتی دیدم  گفت یکی دیگه رو دوست داشته ...یهو سرویس شدم انتظارشو نداشتم...دیگه از اون روز به بعد سعی کردم طرفش نرم میترسیدم ک نکنه عاشقش شم و این عاشق یکی دیگه...

تو همین روزا یه جورایی حالت روحییم بد بود اینم اومد روش یه احساس شکست خفیف اما عمیق کردم ...ولی باز هیچی نگفتم....ولی از اون روز به بعد من سعی کردم طرف حامد نرم اما دیگه اون به من عادت کرده لود همش پی ام میداد منم نمیشد بگم ک دوسش داشتم و علاقه بهش پیدا کرده بودم

مثل گذشته باهاش میگفتم میخندیدم...سعی کردم هیچ لحظه ایی تنهاش نذارم تا اگه خواست دردودللی کنه یا حرفی داشته باشه من به عنوان یه دوست خوب پیشش باشم...بهش اس دادم ک هــــــی حامد 2روز دیگه مخ یارو دختره رو میزنم واست...جواب نداد:| باز اس دادم جواب نداد...عجیب بود ...گفتم شب بخیر فورا گفت شب بخیر!
یه جورایی بهم برخورد بیشتر اینکارش رفت رو اعصابم اون روز باره اول بود ک بهم وب داد...دیدمش خوش قیافه بود باز هی تو وویس مسخره میکرد میخندید اما حیــــــف وویسم خراب بود دوست داشتم باهاش حرف میزدم...اون روز رفتم عقده دختر عمم حامد کلی سفارش کرد خوشگل نکنیا...و یه خورده راجع به خواهرش گفت...عصر ک برگشتم باز نت اومدم گفتم وب بده تا یکم بخندیم دلمون شاد شه...اونم کم نیاورد وبکمو روشن کرد یه کلاه گنگستریو یه دسمال زدده بود رو صورتش..خدایی کلی خندیدمولی هرچی گفتم بذا صورتتو ببینم نذاشت گفت سرووضعم مناسب نیس...خلاصه حامد به عنوان سرگرمی خنده خیلی به دخترای کلوب گیر میداد ....همشونو اسکل میکرد/یه جورایی بهم زور داشت!!:D:-w:-<اما من کی بودم!!!اصلا دیگه حوصله نتو نداشتم از حامد خداحافظی کردم ک دیگه نت نمیام بدی خوبی دیدی حلالم کن ...خیلی ناراحت شد خیلی اسرار داشت بمونم نرم...گفتم بودن یا نبودن من چه فرقی بحال تو داره گفت نه بهترین دوستمی نمی خوام بری...منم اعصاب نداشتم هی میگفتم میرم اونم التماس میکرد قسم میداد ک نرو...گوش ندادم تا این ک بهش برخورد گفت اصلا برو بدرک تو ک التماس منو نمیبینی ک به عنوان یه دوستت ک خیلی دوست داره میگه نرو بگی باشه نمیرم...اصلا برو بدرک اول به دروغ متصل شدم برا بار اول!!!منی ک دروغ نمیگم و از دروغ متنفرم...اما احساس میکردم کم اوردم عاشقش شدم نمیتونستم ادامه بدم بمونم باهاش و عشقمو نبینه و همش بخندمو به رو خودم نیارم..100تا بهانه و دروغ گفتم ک می خوام از نت برم گفت واسه چی توضیح میدی؟نمی خواد چیزی بگی برو....بهش گفتم ک دوسش دارم بلاخره گفتم و حرفش یادمه ک گفت  خواستم بدونی ک اگه عاشق اون نمیبودم حتما یه روزی عاشق تو میشدم همینو گفت و رفت   بای!!!ساعت 10 شب بود رفت بخوابه...خیلی ناراحت بودم داشتم داغون میشدم اما سعی کردم گریه نکنم یه بغض خفیف داشتم ک هرلحظه بیشتر میشد...همش اینطور بخودم میگفتم ک اینجا نته نت!!!ّبیشتر از این نمیشه انتظار داشت!اینم عاشق یکی دیگس چرا واسش گریه کنی؟اینطوری بود ک جلو گریه کردن خودمو گرفتم ...سارا دوستم ک مثل خواهرم میمونه انلاین بود رفتم بهش گفتم سارا داغونم دارم میمیرم خیلی خرابم...گفت چی شده..(من وسطای اشناییم با حامد همش بشوخی میگفتم دارم بی اف میگیرم!!) بهش گفتم ک سارا حامد بمن احساسی نداشت عاشق یکی دیگس من اینجا بمونم ک چی؟ساار از کل اخبارم با حامد باخبر بود...بهش گفتم سارا...اخه اگه دوسم نداره چرا شمارشو داد؟چرا بهم گفت تو با بقیه دخترای کلوب فرق داری؟ چرا انقده ازم خواست ک عکسمو ببینه رو ایدیم؟چرا همش با من چت میکرد؟چرا انقده التماسم میکنه نرم؟تو ک ابجیمی انقده التماس نمیکنی!چرابا من لاو میزد؟حتی اگه کم بود!چرا همش اس تی اس میدی شعر میگی به منظوری ک به حرفایه من و ماجرای اون روز ما مربوط میشه؟چرا اول اسممو تو فریادت نوشتی!امپرم رو 1000ه سارا دارم دیونه میشم ...
سارا همش میخندید میگفت همش فیلمه  ک عاشق یکی دیگس شبنم!!می خواد بفهمه چقد میخواییش!گفتم به اندازه غروره دختری ک واسش مهمتر از همه چیزه و من واسش شکستمش!قبله این حامد هم یه پسر خره دیگه بود ک میگفت دوسم داره منم خر خر باورش داشتم اخرشم جداشدیم با خیانتای اون ولی به سارا گفتم کاری ک حامد باهام کرد از اون پسره بد تر بود خلاصه سارا گفت همه این حرفایی ک تو دلته برو همشوبهش بگو اینجا نته یه محیط مجازی نذار تو دلت بمونه واست بغض و غصه شه !منم رفتم همه حرفارو به حامد گفتم...حامد فرداش جوابمو نداد و دیدم انلاینه با تمام پرویی و برا بار اول رفتم تو رو یه پسر وایسادم ک جوابم چی شد!!!گفت جواب چی؟گفتم حرفام!کدوم  حرف؟واست پی ام کردم!مهم نیست...واسه تو مهم نیست ولی واسه من هست خیلی پستی فک نکردم اینطور باشی...گفت من اگه نت میام واسه اینه ک تنهام واسه اینه ک کسیو ندارم اگه دوست داشتم واسه اینه که همه دوستام یه دوستایه الکی بودن تو واقعا یه دوست واقعی بودی من دوست دخترم تنهام گذاشته بهم خیانت کرده من بجز اون کسیو نمیخوام اگه اون تو زندگیم نبود حتما عشق زندگیم تو بودی و اگه باهات صمیمی بودم فقط واسه تنهاییم بوده من این ادمی ک میبینی نیستم من اون کسی ک تو پروفایلم نوشتم نیستم من یه ادم دیگم ...و هر حرفی با تو زدم فقط به نشانه دوستی بوده یا واسه تنهاییم هیچ منظوری نداشتم بخودت نگیر!!!حالا خجالت بکش برو...غرورم شکست ازش متنفر بودم 100بارمردمو زنده شدم ...اما در عین حال ارزو خوشبختیشو کردم...گفتم ببخشید ک یکی مث من وارد زندگیت شد فقط هرچی هستی خودت باش انقده نامرد نباش مرد باش...گفتم ایدی کلوبم حذف کن...بای

ایدی یاهوشو دلت کردم تحمل نداشتم جلو چشام باشه فردا غروب اومد بهم گفت چرا تو کلوب حذفم نکردی گفتم تو حذف کن این کارا تو مرام ما نیس ک دوستمو حذف کنم و دوستیو تمام کنم...خلاصه عذر خواهی کرد ک همش یه سوءتفاهم بوده و بیا همه چیو فراموش کنیم و به عنوان 2تا دوست باهم باشیم...اول غرورم اجازه نداد گفتم تو ک با ادمی مثل من  کاری نداری ..گفت اینطو نگو بهترین دوستمی بخدا...خلاصه چون دوسش داشتم غروروگذاشتم کنار باز باهاش دوس شدم اما فقط شکلکای خنده ی  یاهورو میزدم دلم خون بود!!:-< ولی فردا پس فرداش از دلم درومد....تا این ک خودش بهم اس داد ک دوسم داره و اینا ...خیلی رو رابطمون فک کرد ازم خواست ک کمکش کنم عشق ثابقشو فراموش کنه منم قبول کردم و از اون روز بود ک رابطه دوستیمون یعنی ura.gifعشق صورتیمون شرو شد:ura.gif

   dan1.gif    حامــღـدے جیگــلـღـــمـ  ـــــ دوســــــــღــــــت دارم♥__ dan1.gif

|شنبه یکم بهمن 1390| 15:37|شبنم|

Design By: KHanOomi

كد ماوس